تقریباً نُه ماه پیش طالبان به صورت برقآسا حکومتی را با سابقه بیست ساله که توسط بیش از چهل کشور حمایت میشد سرنگون کرد و خود تشکیل حکومت داد. با این که ارزیابی دقیق توام با جزئیات عملکرد نُه ماهه حکومت طالبان بحث بسیار مفصلی است اما به صورت کلی میتوان محاسن و معایبی درباره این حکومت ذکر کرد.
ارزیابی سیاست داخلی
🔺اولین اقدام قابل ذکر طالبان، تحکیم حاکمیت مرکزی بر کل افغانستان است. قبلاً با وجود آن که حکومت مرکزی، ارتش و پلیس مجهزی در اختیار داشت و از حمایت خارجی نیز برخوردار بود، بخشی از جغرافیا و حاکمیت توسط نیروهای قدرتمند محلی مشهور به جزایر قدرت و بخشی توسط طالبان بهعنوان نیروی ضد دولتی مخدوش شده بود. طالبان توانسته است بر این مشکل بزرگ که حکومت قبلی به شدت از آن رنج میبرد، فائق آمده و حاکمیتهای محلی موازی با حکومت مرکزی را از میان بردارد.
🔺دومین اقدام مثبت حکومت طالبان جمعآوری و مدیریت تقریباً سالم درآمدهای دولتی بهدور از فساد بزرگ و مافیایی است که در حکومت قبلی بیداد میکرد. این اقدام به مدد محو فساد اداری شبکهای و اولیگارشیک میسر شد که با آمدن طالبان از دستگاه اداری افغانستان زدوده شد. آنچه در این خصوص قابل تأمل است تلاشی است که حکومت برای جلوگیری از فساد انجام میدهد.
🔺در کنار نکات مثبت یاد شده، یکی از بزرگترین مشکلات حکومت طالبان در بُعد داخلی که سرنوشتساز نیز میباشد، تشکیل حکومت انحصاری است. با این که مقامات طالبان حکومت خود را فراگیر تعریف میکنند اما واقعیت خلاف آن است. حکومت انحصاری و به حاشیه راندن دیگران سرخوردگی، نارضایتی و بیثباتی را در پی دارد. از سویی دیگر، نیتخوانی طالبان نیز وضعیت مأیوسکننده را نشان میدهد. طالبان با این که در صدد برگزاری لویه جرگهای تحت عنوان «مجمع افغانها» است اما چنان مینماید که آن جرگه بیشتر به منظور کسب مشروعیت باشد تا جرگهای که در آن قانون اساسی تدوین، ساختار و شاکله نظام مشخص و چینش نیروها به خصوص طرفهای غیر وابسته به طالبان معین شود.
🔺در سطح دیگر صدور دستورات و اعمال مقررات سختگیرانه اجتماعی، مذهبی بهخصوص در زمینه حق کار و آموزش زنان نیز شکاف میان مردم و حکومت طالبان را افزایش داده است. تداوم سیاستهای مزبور نه تنها ممکن است سبب سوق افغانستان به سوی جنگ داخلی شود بلکه فاصله حکومت طالبان با کسب مشروعیت بینالمللی را نیز بیشتر میسازد.
🔺حکومت طالبان یکی از دستاوردهای خود را تامین امنیت سراسری عنوان میکرد اما در چند ماهه اخیر حملات داعش علیه نیروهای طالبان، تجمعات شیعیان و مساجد اهل سنت رشد یافته است. علاوه بر آن مخالفان مسلح طالبان نیز در قالب گروههای مختلف دست به عملیاتهای چریکی در ولایتهای مختلف زدهاند. همچنین تعداد جرائم جنایی رو به افزایش نهاده است. ناامنی میتواند اقتدار حاکمیتی طالبان را زیر سئوال برده و عاملی برای فرسایشی این حکومت شود.
ارزیابی سیاست خارجی
🔺در حوزه سیاست خارجی، بروز تنش و درگیریهای مرزی با پنج کشور از شش کشور همسایه در کارنامه نُه ماهه طالبان ثبت شده و شعار روابط دوستانه با کشورهای همسایه در حد حرف باقی مانده است. اظهارات مقامات مختلف طالبان علیه کشورهای ایران، پاکستان، تاجیکستان و ازبکستان طی ماههای گذشته در طول سالها بیسابقه بوده است و این برخی از کارشناسان را به این جمعبندی رسانده است که سیاست اعلامی طالبان با سیاست عملی این حکومت متفاوت است. عدم پایبندی حکومت طالبان به معاهده آبی ایران – افغانستان از دیگران نقاط منفی این گروه در حکومتداری است. به رغم نکات یاد شده درباره ضعف حکومت طالبان در سیاست خارجی، طالبان تا حدی توازن با کشورهای مختلف را در روابط خارجی خود حفظ کرده است که تداوم آن میتواند از نکات مثبت حکومتداری طالبان محسوب شود.
فریدون فرهیخته